تبليغاتX
کوچولو می‌نویسد

کوچولو می‌نویسد

 

امسال هم مثل سالهای قبلش با دیدن جوونه های بوته های شمشاد اومدن بهار رو فهمیدم و خوشحال شدم...اما سرمای این روزها و برنامه های کذایی تا دقیقه نود خستم کرده و نمی تونم بوی بهار رو ببلعم و شاید واسه همینه که هی خستم و چشم انتظار ۱۴روز تعطیلی که می خوام بهم خیلی خوش بگذره....

این روزها خیلی خیلی خیلی حرف داشتم اما نشد که بیام و بنویسم و همه حرفها موند پیش بقیه حرفهایی که هر روز زندگی با خودم گفتم و فوووووت کردم به آسمون....

بی تاب بهارم..بهاری که برای من همیشه پر بوده از چیزهای خوب و خوشمزه...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 16:58  توسط کوچولو  | 

 

نشانی را اشتباهی نیامده ام...مسیر را تغییر داده اند..آخرین بار این کوچه یکطرفه بود و امروز تابلوی ورود ممنوع دارد..اینجاها خانه بود و امروز کارگران مشغول کارند تا شهربازی بسازند..نشانی را اشتباهی نیامده ام..روسری فروشی هنوز سرجایش هست ولی نوشته «به علت تغییر شغل ۷۰درصد ارزانتر» می فروشد..آخرین بار اینجا اول آخرین ماه پاییز بود و امروز که بهار در راه است بوی زمستان می دهد و انگار بعد از زمستانش باز پاییز است و بعدش باز زمستان و باز پاییز و باز زمستان..اینجا بی تاب بهار است و درگیر زمستانی بی پایان..نشانی را اشتباهی نیامده ام همینجا بود که گلهای نرگس در دستانم می لرزید و هی ساعتم را نگاه می کردم تا از زمان کوتاهم استفاده درستی کنم اما آنروز اینجا جای پارک کم بود و امروز همه جاها برای پارک خالی مانده است..نمی دانم هنوز آجرهای خانه شماره ۵۵ سه سانتی هستند یا آجرها هم جور دیگری شده اند..هنوز راننده های سرکوچه پارک وی را داد می زنند یا مسیر آنها هم عوض شده..باد سرد زمستان اینجا پایانی ندارد انگار..گلهای نرگس در دستانم پژمرده و به ماهی گلی شب عید نگاه می کنم..او هم بوی بهار را می خواهد اما محکوم به مرگ در زمستان است..اسم کوچه هنوز بهاری با پسوند و پیشوند است اما باد سرد اینجا مجالی به آمدن بهار نمی دهد..نشانی را اشتباهی نیامده ام..قرار بود فصل دیگری شود که نشد. اما مگر می شود جلوی تغییر فصل ها را گرفت.. هر چه هم که هی زمستان شود و پاییز در پسش بیاید و باز زمستان و پاییز بشود اما مگر می شود بهار نیاید؟!..بهار بین برفها هم جوانه می زند.می تابد.می بارد و نسیمش روح را پاک می کند..مگر می شود نیاید؟!...پس نشانی را اشتباهی نیامده ام،مسیر را تغییر داده اند..پس مسیر را تغییر می دهم....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اسفند 1389ساعت 16:19  توسط کوچولو  |