صداهای عجیب و غریبی میاد که نمی دونم بخاطر شادی(ظاهری) این روزهاست یا اغتشاشگران(!) هستن!به هر حال کار ما باعث شده که روی صداها همیشه حساس باشیم . این حساسیت گاهی خوبه و گاهی خطرناک تر از اون چیزیه که بشه فکرشو کرد یا...به هر حال داره با صدا یا بی صدا می گذره..
از اینکه هنوز نگران نیستم از بی پول شدن در لحظه و با پول باقی مونده حاضرم کتاب بخرم خوشحال شدم ویه کم نسبت به خودم بیشتر امیدوارم کرد...نه اینکه ناامید باشم.نه اینکه دلسرد باشم.نه اینکه بی داشتن مقصد راه برم.نه اینکه یادم بره چیا خط فکریمه.نه اینکه به فکر فرار باشم.نه اینکه یادم بره تو گفتی حتا وقتی دستت رو تکون بدی داری توی دنیا تغییر ایجاد می کنی.نه اینکه فکر نکنم.نه اینکه دغدغه نداشته باشم.نه اینکه خودمو یادم بره.نه اینکه روزنامه نخونم.نه اینکه سکوتم بی معنی باشه.نه اینکه خیلی چیزای دیگه.نه نه نه. نه نه نه. همه اینا هست هنوز ! اما یه کم فضاهای خالی داره زیاد می شه انگار. انگار یه کم تعلیق داره نزدیک میشه انگار.انگار یه چیزیهانگار که دقیقن نمی دنم چیه.یه جوریمه.یه جوری که نمی دونم.نمی دونم و می دونم.
