تبليغاتX
کوچولو می‌نویسد - "نمره های لعنتی" عنوان مناسبیه.

کوچولو می‌نویسد

 

 حرف می زنی،  حرف می زنم..سکوت می کنیم..قرار شد از قید "من" و "تو" استفاده نکنیم و این اشتراک برای منه همیشه تنها و مستقل یه کم عجیبه... تالار وحدت منو یاد  ی  و یحیا و خواهر می اندازه و کنسرت آلبا و فردای کنسرت آلبا...یاد تمام کارهایی که توی ذهنم بارها وبارها انجام دادم و هیچ وقت عملی نشدن...دیشب به بچه محل هم فکر کردم و اس ام ای که فرستاد و پاهای من که توان هم قدم شدن و رفتن باهاش رو نداره و البته اینکار رو هم توی ذهنم بارها و بارها انجام دادم... از قید گذشته رها شدم و  به آینده هم به طرز عجیبی نگاه می کنم و بدجوری سرنوشت داره منو قانع میکنه که نقش پر رنگتری از همیشه داره....توضیح ماجرا برای خودم هم سخته و و البته دنبال توجیه و تفهیم هم نیستم...به  هر حال انگار ایستگاه ها یکی یکی داره طی می شه و من وسط راه به این دلیل که دلیل قانع کننده ای برای ادامه مسیر اصلیم نداشتم، خطم رو عوض کردم و سوار قطار دیگه ای شدم که به مقصد قبلی نمی ره اما به مقصد دیگه ای می ره که احساس بهتری نسبت بهش دارم....مثل همیشه بیشتر از رسیدن به مقصد، دلخوش حرکت توی مسیر هستم و هیچ وقت حاضر نبودم و نیستم که مسیر رسیدن رو از دست بدم تا به هدف برسم...معلوم نیست! شاید باز هم باید خط قطار  رو عوض کنم اما بهش فکر نمی کنم.هر وقت لازم باشه خودش عوض می شه...دست من نیست.دست هیچ کدوم از من ها نیست!

------------------------------

انتظار نداشتم استاد محبوب سر روش تحقیق اینطوری برخورد کنه و دلم سوخت که منی که این همه با کلاس همراه بودم و با استاد قدم به قدم حرکت کردم ، آخر ترم این همه پایین تر باشم  از نمره احمق هایی که بود و نبودشون توی کلاس نه برای خودشون و نه برای کلاس فرقی نمی کرد....و همیشه این مدل سیستم آموزشی ایران بوده که منو خیلی خیلی آزار داده...جالبه که اخلاق اسلامی که حتا یک جلسه هم سر کلاسش نرفتم و نصف سوال های برگه اش رو هم جواب ندادم بهم داده۱۹.۵ اونوقت درسهایی که یک جلسه هم غیبت نداشتم و فعال ترین دانشجوی کلاس بودم چه نمره هایی دادن....! و البته برام ناراحت کننده است که اساتید منتقد و روشنفکر هم این کارها رو کردن! نمی خوام آخرش به این نتیجه برسم که همه مثل همن و حرفهاشون هم مثل نسیمیه که می یاد و می ره و توی عمل هیچن و فرقی از آدمهایی که همیشه زیر تیغ انتقادشون بودن ندارن.وقتی خود آدم در حد توانایی ها و اختیاراتش اینه، چطور می تونه انتقاد کنه از نظام مملکت و دستگاههای بزرگتر...همه چیز مثل کلم سفید می مونه!(همون کلم هایی که باهاشون ترشی و شور درست می کنیم) کوچیکترین تکه مثل بزرگترین تکه است، فقط حجمش کوچیکتره......واقعن برای خودم مهم نیست که چه نمره ای بگیرم و چیزهای دیگه ای برام مهمه...اما توی این نظام آموزشی آخرش فهم تو رو از روی معدلت می سنجن! و این دردناکه در مقابل یه سری آدم نفهم که نمره گرفتن، تو بخاطر نمره پایین تر نفهم تر قلمداد بشی...!!!! از نظر من مقایسه آدمها با هم کار بسیار اشتباهیه اما اینجا این یک مدل کار مرسومه(!) و ملاک مقایسه هم نمره و معدله نه توانایی و فهم! نمره هایی که همه می دونن گرفتن و نگرفتنش با چه سیستمی اتفاق می افته... .

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 14:0  توسط کوچولو  |