بدترین خبری بود که می تونستم بشنوم....هنوز باور نمی کنم..هنوز رفتن آقای صابری ، آقای صلاحی و آقای گلستانی رو هم باور نکردم..چطور می تونم رفتن منوچهر احترامی رو باور کنم!... خیلی سخته برام و خیلی بدمزه شد روح وزندگیم....
خیلی چیزها ازش یاد گرفتم،خیلی...خیلی بهش مدیونم..یکی از همون اسطورهامه که تعدادشون به انگشتان یک دست هم نمیرسه...شاید فقط می تونم بگم روحش شاد .روح بزرگ و بی ادعاش..
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 11:51  توسط کوچولو
