اون سی دی ها و اون ترانه هایی که بعضیاشون به حال وهوای این روزا نمی خوره و خیلی کلی یا تاریخ گذشته ست...
احساس دل انگیز و شادی ندارم و یه کم ناراضی ام انگار از این سفر که در پیشه و البته اون بی فکریه هم همچنان ادامه داره خوب...
همه حرف خودشونو می زنن و امروز گرما رو واقعن احساس کردم و ممنونم از پونه که با منه!
خوابهای آشفته و اینکه تا چند دقیقه بعد از بیداری در زمان ومکان معلقم واین کار هر لحظه به ظاهر آزادی است که بوی تابستان هم می دهد با اجازتون...
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 0:2  توسط کوچولو
|
